صدای بارون
۱۳۸۸/۱/۱٥
سوختم باران بزن شاید تو خاموشم کنی شاید امشب سوزش این زخم ها را کم کنی آه باران من سراپای وجودم آتش است پس بزن باران بزن شاید تو خاموشم کنی
۱۳۸٧/۱٠/٤
عکس تو
روی آن شیشه تبدار تورا"ها"کردم، اسم زیبای تورابانفسم جاکردم، شیشه بدجوردلش ابری وبارانی شد، شیشه رایک شبه تبدیل به دریاکردم، باسرانگشت کشیدم به دلش عکس تورا، عکس زیبای توراسیرتماشا کردم
۱۳۸٧/٧/۱٧
تنها دلم تنگ است که ببینمت.
ابرها می گریند تا پشت پایت را خیس کنند. مهدی
۱۳۸٧/٧/۱٧
هوای بارانی
در هوای بارانی شوق دم زدن دارم
در گلوی من بشکن بغض بی صدایی را ربنای هر برگی آتنای من گوید آشنای این با غم تشنه ام رهایی را مهدی
۱۳۸٧/٧/۱٧
تو ببار
چـشـم در راه ِ تـو اَ م
ای تـو بـاران ِ رهـــــایــی بـه تــَن ِ خســتــه ی شــب ! تــو بـبـــا ر تا بــِرویــَد گــل ِ عـشــق زیـــن کــویــری که اسـیــر ِ عـطــش است مهدی
۱۳۸٧/٧/۱٧
امشب برای درد من درمان بیاور
امشب برای درد من درمان بیاور
مهدی
۱۳۸٧/٧/۱٠
خیس بارانی من
خیس بارانی من! مهدی
۱۳۸٧/٧/٧
خدا هست هنوز
غم اگر هم روزی مثل باران بارید یا دل شیشه ایت از پس پنجره عشق زمین خورد و شکست با نگاهت به خدا چتر شادی باز کن و بگو با دل خود که خدا هست هنوز |
جغدی که آوازش بوی دل کندن میدهد و به آدمهایی که عاشق دل بستنند میگوید آن چه نپاید دل بستگی را نشاید آواز من یاد آور طعم تلخ حقیقتی فراموش شده است عاشق باش اما دل نبند دل نبستن سختترین و قشنگترین کار دنیاست.
آتش آه
و خدایی که در این نزدیکیست
خوابهایی که قرار بود طلایی باشن
بوی بارون